shaki-ghazi-rouznegasht.ir

-حوصله ندارم باهاش حرف بزنم.

-مگه می­خواد چی بگه؟

-چیزی داره که بتونه بگه؟

-خودم اونروز دیدم راجع به من چطور حرف می­زد.

-یعنی با اون کاری که انجام داد محاله بزارم حتی یه کلمه حرف بزنه.

-مگه اونم انسانه.

-اونروز ندیدی چطور داشت با پسرش حرف می­زد

-این همسایه رو اصلا آدم حساب نمی­کنم. تو مراسم عقد مرضیه دیدمش. جواب سلامم رو هم نداد.

کسی از دوستانی که این متن رو می­خونه و سر از مباحث حقوقی درمیاره یه سوال داشتم ازشون. امکان داره دادگاهی تشکیل بشه و متهم قبل اینکه حرفی بزنه محکوم بشه؟ من خودم فکر نمی­کنم همچین دادگاه هایی باشه بجز زمانی که متهم یا خودش نمی­خواد بیاد یا هم قابل اومدن نیست. تو این موارد هم فکر کنم متهم می­تونه یک­نفر رو به عنوان وکیل خودش بفرسته.

اما نه. اشتباه نکنین. شاید همچین کارهایی تو دادگاه های قوه قضاییه کل دنیا اتفاق نیفته. نه تو ایران نه جمهوری خلق چین نه ایالات متحده و نه تو هر کشور دیگه ای.  ولی اگه دقت کرده باشین هر روز شاید تو زندگی هممون اتفاق می­افته. وقتی از یه نونوا نون می­گیری و یه کلمه از دهنش پرت میشه حتی به فرض  اینکه اشتباها گفته جوری تو ذهن خودمون می­کوبیمش که دیگه شاید آخرین بار باشه داریم از این مغازه نون می­گیریم. بعد چندسال هم وقتی یه دوستت می­پرسه چرا از اینجا نون نمیگیری. اینجا که نزدیکتره. به نحوی اون نونوا رو مورد خطاب میدی که انگار جزء صدنفر منفور لیست شخصی تو هستش.

وقتی دوستت رو تو یه جمعی می­بینی و بدون این­که بعدا بپرسی ازش که چرا اونجا بود، شبیه یه استیکر –این کاغذهایی که پشتشون چسب دارن- می­کنی و می­چسبونی روش و هر وقت اونو دیدی اون یادت میاد. بدون اینکه باهاش حرف بزنی که چرا اون کار رو کرده.

خودمون می­بریم و خودمون می­دوزیم. خودمون میشیم قاضی دادگاهی که شاکی اصلی پرونده خودمون هستیم. نه حرف های وکیل مدافع متهم رو می­شنویم و نه به بندهای قانون جزایی توجه می­کنیم.

الآن که دارم این متن رو می­نویسم یاد بچگی خودم می­افتم. اون زمان­هایی که وقتی بعضی کارها رو انجام می­دادم و واسه بقیه توضیح نمی­دادم که هدفم از این کار چی هستش. گاهی چقدر بد می­شدعاقبتش . شما هم وقتی یاد اینجور صحنه ها می­افتین می­خندین.

به نظر خود من همین گمان کردن ها در زندگی تاثیرهایی داره که شاید فکرش رو نکنی.

فرض کن دختره بعد از طلاق متوجه بشه هر چی فکر می­کرد راجع به همسرش اشتباه بود.

فرض کنین وقتی یکی دستشو روی داداش بزرگترش بلند می­کنه و بعد چند سال می­بینه اشتباه از خودش بوده.

فرض کنین یه حرفی رو زدی به یکی  و بعد یه مدت که ماجرا رو فهمیدی کلا نظرت عوض شد. پشیمون میشی از کارهایی که انجام دادی. ولی دیگه دیرشده و بجز پشیمونی و اظهار ندامت کار دیگه ای نمیتونی انجام بدی.

نگاه کنین به زندگی خودتون فکر نکنم همچین قضاوت هایی پیدا نکنین. فقط یه چیزی رو از این به بعد یادتون باشه. خواهشا بعد از این تو زندگی اصلا زود قضاوت نکنین. چه اون افرادی رو که خیلی خوب می­شناسین چه اون افرادی رو که کلا تا حالا چند بار بیشتر ندیدینش. شاید یه جریانی پیش بیاد که بدونی اشتباه کردی ولی شاید تو بعضی موارد همین حس نفرت بدون این که بفهمی حست اشتباه بوده ادامه پیدا کنه و زندگیت رو از این رو به اون رو کنه.

پ­ ن: سعی کنین حس خوبی به همه داشته باشید. و خیلی زود هم قضاوت نکنین.

پ­ ن2: همه ­متن یک طرف این هم یه مطلب

رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) فرموده است: در باره برادران دينى خودتان گمان نيكو داشته باشيد تا دلهاى شما صفا و طهارت پيدا كند. و ابى بن كعب گفت:
چون يكى از برادران دينى خودتان را در يك حالت ناپسنديده يا بر عملى مكروه ديديد، تا هفتاد مرتبه رفتار او را تأويل به خوبى و حمل بر معناى مطلوب بكنيد، و اگر بعد از اين تأويل باز دلهاى شما آرامش پيدا نكرد البته نفس‏هاى خودتان را ملامت و سرزنش كنيد كه نتوانستيد خصلتى را كه از يك فرد مسلمانى ديديد و تا هفتاد مرتبه جاى تأويل داشت، پرده پوشى كرده و او را معذور بداريد، پس شما با اين نفس مضطرب سزاوارتر به ملامت هستيد.

مراقب خودتون باشین

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here