FriendShip-www.Rouznegasht.ir


گاهی بعضی اتفاق ها در زندگی آدم رخ می­دهد که در ذهن ماندگار میشوند مثل صحنه ای که به دوستت بگی گربه رو نگاه کن چشماش برق می­زنه و تو اون لحظه مادر دوستت هم پیشش بوده باشه و چیز خاصی هم نگن ولی همون لحظه تو خاطرت مونده باشه. نمی­دونم چرا. می­بینی از بهترین لحظات زندگی خود خاطره­روشنی نداری ولی از بعضی لحظه­ها چنان خاطره­ای داری که مثل روز روشن هست.

راستیتش زندگی ما تک بعدی نیست. منظورم از این جمله مثل بقیه نیست. منظورم اینه که کارهایی تو زندگی آدم تو کارهای دیگه تاثیر می­زارن. می­بینی آدم با دشمنش دعوا کرده ولی همین دعوا تو رفتارش با دوست هم تاثیر می­زاره. تو اون مواقع سعی نکنین شما هم مثل کسی باشین که اذیتش کنین. اگه دوست هستید واقعا تو اون شرایط هم دوست باشید. یه­روز حالش خوش نیست و یه­ روز حال تو خوش نیست. اگر قرار باشد که شرایط نامناسب دوستمون رو درک نکنیم بنظرتون می­تونیم مفهومی از دوست در زندگی باشیم.

گاهی همین درک­کردن­ها نتیجه های خیلی خوبی تو زندگی داره. یک­بار با دوستم حرف می­زدم.خب آیا شما هم شنیدین که دل­به­دل راه داره ؟ یقین دارین بهش ؟ حتی با اونی که دوستش نداری و حرف می­زنی گاهی می­تونی غم رو تو کلماتش احساس کنی. اگه این فرد مورد نظر ما یکی از دوستات هم باشه، ناراحتی اون خود تو رو هم ناراحت می­کنه. توی شادی ها هم اگه دقت کرده باشین شاید گاهی الکی الکی شاد هستین. نمیدونین چرا ولی حالتون خوبه. تو این موارد فکر کردین شاید الآن اونایی که دلتون پیش اونا هستش شاد هستن و تو هم احساس شادی می­کنی ؟

می­گفتم. احساس کردم ناراحت هست و داره با من هم با ناراحتی حرف می­زنه. اگه یکم همینجوری حرف می­زدم با خود من هم احتمالا دیگه شروع می­کرد به دعوا کردن. درسته من رو نمی­زد ولی خب دعوا کردن با اونهایی که دوسشون داری به یه شرطی به آدم می­چسبه که بعدا باهاش آشتی کنی و به این دعواهای الکی بخندین. ولی باز هم اون لحظه ها ناراحت می­شی. هم خودت هم دوستت. یکم حرف زدیم. بعد خب نمیدونم چی شد شاید بعضیا بگن دروغ گفتی بعضیا هم بگن نمیدونم حرف دلت رو گفتی و همین حرف­ها. بعد یکم وقتی گفتم خوب هستی و ناراحت هستی و اینجور چیزا گفت نه حالم خوش نیست. گفتم پس بگو چرا منم حال خوشی ندارم.

یه تغییر 180 درجه میتونین بهش بگین یا 179 درجه یا هر درجه­ی دیگه راحت باشین ولی خب دیگه آروم­تر شد. فهمید حداقل دوستایی داره که دوسش دارن و میخوان حالش بهتر باشه. علاوه بر اینکه دیگه لحن صحبت کردنش هم عوض شد من خودم فکر می­کنم حالش هم بهتر شد.

فرض کنین وقتی کسی ناراحته و داره به دوستش هم خرده میگیره و یه دعوا رو شروع می­کنه دوستش هم مثل آینه عمل کنه چه چیزی اتفاق می­افته؟ دوست مگه نبایستی تو ناراحتی ها آدم رو آروم کنه؟

خواهشا حواسمون به هم دیگه باشه. تو موقعیت هایی که میبینم حال دوستامون بده پشتشون باشیم. مبادا تنهاشون بزاریم.

پ ن: میخواستم بگم مشتاقم نظراتتون رو بشنوم. شما هم حرفی دارین واسه گفتن بگین. نمیخوام تنها متکلم باشم. مواظب خودتون باشین و قدر دوستاتون رو بدونین

2 COMMENTS

  1. درواقع دلنوشته ی سردرگمی بود…اما خب،بنظرمن آدم یکبار فرصت پیداکردن دوست خوب رو داره و باید قدر بدونه

    • خیلی ممنون از نظرتون
      متشکر
      شاید یکم سبک این نوشته سردر گمی بود. از نوشته های بعدی ایشاالله بهتر میشن

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here